ترس از قبول نشدن در کنکور مرا به خانه فساد کشاند

۲۸ مرداد ۱۳۹۵

نمی دانم چرا در جمع کوچک خانوادگی ما همیشه مسائل حاشیه ای که ارتباطی به خانواده ما ندارد مطرح می شود و این صحبت ها به جر و بحث کشیده می شود. پدر و مادرم در این درگیری ها تلاش می کنند تا خودی به همدیگر نشان بدهند و حاضر نیستند کوتاه بیایند.

IMG13430932 ترس از قبول نشدن در کنکور مرا به خانه فساد کشاند
ماجرای دختر جوانی که چند روزی در لانه فساد زندانی شد

دخترجوان در دایره اجتماعی کلانتری ۴۲ مشهد افزود: سرتان را به درد نیاورم، من در دنیای سرد و بی روحی که خانواده ام برایم ساخته اند بزرگ شدم و با این که همه امکانات لازم برای یک زندگی خوب را در اختیار داشتم ولی هیچ وقت از شرایط زندگی ام راضی نبودم.متاسفانه از چندی قبل دچار افسردگی شدیدی شدم و چون خانواده ام اصرار داشتند حتما باید برای رسیدن به خوشبختی با رتبه ای عالی در دانشگاه قبول شوم، احساس ناامیدی و ترس از آینده در وجودم چند برابر شد.

من برای فرار از این شرایط و به باوری غلط از طریق یکی از همکلاسی هایم با پسر جوانی آشنا شدم که حرف های دلگرم کننده و قشنگی درباره آینده می زد.

این پسر جوان با چرب زبانی مرا به خود وابسته کرد و حدود ۵ ماه قبل بود که تشویقم کرد از خانه فرار کنم.

او مرا همراه خود به خانه ای برد که لانه فساد بود و چند روزی در آن جا زندانی شدم.

دخترجوان اشک هایش را پاک کرد و گفت: پس از آن که از آن خانه لعنتی نجات پیدا کردم دیگر رویی برای بازگشت به خانه نداشتم برای همین هم بدون آن که برنامه ای داشته باشم سوار اتوبوس شدم و به مشهد آمدم.من در این جا نیز طعمه هوس های جوانی شدم که ادعا می کرد می خواهد مرا به خواهرش معرفی کند و قصد کمک دارد اما او هم …!

من اعتراف می کنم که اشتباه کرده ام و والدینم برای خوشبختی ام خیلی از خودگذشتگی نشان داده اند اما آن ها زندگی را خیلی بیش از حد سخت می گیرند و همه چیز را در حد ایده آل و مطلوب می خواهند.

جام نیوز/شرق

اشتراک گذاری :

ارسال دیدگاه



طراحی، توسعه و پشتیبانی توسط Abedzadeh.org